داستان کوتاه جدید زندگی

داستان کوتاه گریه دار

داستانک: زندگی همچنان ادامه داره...

در ادامه برایتان یک داستان کوتاه فوق العاده زیبا آماده کرده ایم که می توانید آن را بخوانید. موضوع این داستان عاشقانه/غمگین می باشد.

داستان کوتاه

رفتم نشستم کنارش گفتم : برای چی نمیری گُلات رو بفروشی ؟
گفت : بفروشم که چی ؟ تا دیروز می فروختم که با پولش آبجی مو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مُرد.
با گریه گفت : تو می خواستی گُل بخری ؟
گفتم : بخرم که چی ؟
تا دیروز می خریدم برای عشقم امروز فهمیدم باید فراموشش کنم…!
اشکاشو که پاک کرد، یه گُل بهم داد گفت: بگیر باید از نو شروع کرد
تو بدون عشقت ، من بدون خواهرم…

 

==>> مشاهده داستان کوتاه جدید زندگی . . .

 

برچسب ها :

داستان کوتاه جدید

اگر از طرفدارای داستان های کوتاه هستید پس با این پست سایت ما همراه باشید. این بار براتون یه داستان کوتاه خیلی قشنگ آماده کردیم که می توانید در ادامه اونو بخونید.

مردی نابینا زیر درختی نشسته بود!

داستان کوتاه خواندنی

پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟»

پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟ 

 

==>> مشاهده داستان کوتاه جدید . . .

 

برچسب ها :

داستان کوتاه جدید درخشش سپیده

این بار در سایت ست براتون یک داستان کوتاه جدید و خواندنی که بسیار زیبا و آموزنده هم هست رو آماده کرده ایم. شما می توانید برای مشاهده داستان های بیشتر از آرشیو موضوعی سایت و بخش “داستان کوتاه” استفاده کنید.

 

==>> مشاهده داستان کوتاه جدید درخشش سپیده . . .

 

برچسب ها :



داستان پدر و فرزند!

داستان بسیار زیبای پدری که تا دیروقت کار می کرد!!

در ادامه یک داستان بسیار زیبا برایتان آماده کرده ایم که توصیه می کنیم به هیچ وجه این داستان زیبا را از دست نداده و آن را بخوانید!

 

مردی دیروقت، خسته و عصبانی از سر کار به خانه بازگشت. دم در، پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود.
– بابا! یک سوال از شما بپرسم؟

 

==>> مشاهده داستان پدر و فرزند! . . .

 

برچسب ها :



مردی که با دو کانگورو زندگی می کند

 

یک مستند ساز استرالیایی که اقدام به ساخت مستندی در مورد زندگی خود کرده بود اکنون هزاران پیشنهاد ازدواج از میان طرفداران این برنامه دارد. او در این مستند جالب به زندگی شخصی خود و کانگورو هایی که نگهداری میکند پرداخته است.
گفتنی است بیشتر طرفداران این مستندساز به دلیل بودن درکنار کانگوروها می خواهند همسر او باشند.او در مستندی که خیلی زیاد باعث محبوبیت او شده است زندگی در کنار دو کانگورو یتیمی که خود از آنها مواظبت  میکند را به تصویر کشیده است.
این حیوانات دوست داشتنی نیازبه مواظبت ۲۴ ساعته دارند و به همین علت آقای “بارنز” مجبور است آنها را با خود همه جا ببرد او حتی گاهی مجبور است با این دو بچه کانگورو به خرید برود. او میگوید رسیدگی کردن به این حیوانات بهترین کار ممکن است.
او بعد از پخش این برنامه بیش از ۲۰۰۰ ایمیل از زنانی که مشتاق زندگی در کنار او بودند دریافت کرد!!

 

==>> مشاهده مردی که با دو کانگورو زندگی می کند . . .

 

برچسب ها :

به دیگران کمک کنید تا

گاهی اوقات باید به دیگران خوبی کنیم چون ...!

یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقیبان و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همینخاطر او را تحت نظر گرفتندو مواظب کارهایش بودندبعد از زمانی جستجوبلاخره با نکته جالب و عجیبی مواجه شدند. این کشاورز پس از هر نوبت کِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌کرد. بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!

 

==>> مشاهده به دیگران کمک کنید تا . . .

 

برچسب ها :

منظور از آشی برات بپزم که یک وجب روغنش باشد چیست؟

ماجرای جالب آشی برات بپزم که یک وجب روغن رویش باشد!
ناصرالدین شاه در سال یک بار آش نذری درست می کرد و خودش هم در این مراسم شرکت می کرد تا نصیبی از ثواب آن ببرد. در حیاط قصر ملوکانه اغلب رجال مملکت جمع می شدند و برای درست کردن آش شله قلمکار هر کسی در حین انجام دادن کاری بودند.برخی به سبزی پاک کردن مشغول بودند. بعضی نخود و لوبیا خیس می کردند.

 

==>> مشاهده منظور از آشی برات بپزم که یک وجب روغنش باشد چیست؟ . . .

 

برچسب ها :

صفحه 1 از 512345